شعر و ادب
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار زکف داده ام عنان بی تو
ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
ز جام عشق لبی تر نکرد جان بی تو
چو اسمان مه الوده ام ز تنگ دلی
پر است سینه ام از اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی اورد ترانه ی عشق
سر بهار ندارند بلبلان بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بی تو
چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم اتشی به جان بی تو
ز بیدلی و خموشی چون نقش تصویرم
نمی گشایدم از بیخودی زبان بی تو
عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم اید از ان شکرین دهان بی تو
گزارش غم دل را مگر کنم چون امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو
مقام معظم رهبری
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 0:21 توسط محمد روحانیفر
|