ياري نابينا
شخصي از نزديكان شيخ نقل ميكند كه
روزي با تاكسي خود مي رفتم .
نابينايي را ديدم كه در انتظار كمك كسي
كنار خيابان ايستاده است.
پياده شدم و از مقصد او پرسيدم ،گفت :
- آن سوي خيابان .
با اصرار فراوان مقصد نهايي او را پرسيدم
و او را با ماشين تا آنجا بردم
صبح كه به محضر شيخ رفتم ،فرمود :
- آن كوري كه سوارش كردي ، جريانش چه بود
كه خداي متعال از ديروز نوري در تو خلق كرده است؟
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 1:48 توسط محمد روحانیفر
|