فرازی از سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه
دنیا از نگاه امام علی (ع)
اى بندگان خدا ، شما را سفارش می كنم كه دنيا را واگذاريد زيرا او شما را واخواهد گذاشت هر چند دورى او را دوست نداشته باشيد و پيكرهايتان را خواهد پوساند اگر چه بخواهيد هميشه تازه بمانيد ، شما به مانند مسافرى هستيد كه راهى را می پيمائيد و گمان ميبريد كه بپايانش ميرسيد و مقصدى را در مييابيد ولى در همين تلاش هستيد كه ناگهان مرگ را در میيابيد پس به پيروزيها و نازشهاى دنيائى دل نبنديد و به زيورها و بهره هايش شادمان نباشيد و از گرفتاريها و ناگواريهايش بزارى و لابه نيفتيد ، زيرا چيرگى و بالندگيش پايان مى يابد و زيبائى و نعمتش پايدار نمی ماند و سختى و دردهايش هميشگى نيست هر روزگارى در اين دنيا گذرا و هر زندهاى در آن ناپايدار است ، آيا آثار گذشتگان براى شما پندى كوبنده نيست و سرنوشت پدرانتان به شما اندرز و عبرتى و بينشى نمى دهد ؟ اگر بينديشيد و خرد را بكار بريد آيا نمي بينيد كه گذشتگان بازنگشتند و حاضران باقى نمى مانند ؟ آيا نمی بينيد كه مردم دنيا شبانه روزها را با حالتى گوناگون سپرى ميكنند ؟ برخى مي ميرند و بعضى بر آنها مي گريند و بعضى بيمارند و برخى از آنها عيادت مى كنند و عدهاى در بستر مرگ جان ميدهند مردم در جستجوى دنيايند و مرگ بدنبال آنهاست ، مردم از سرنوشت خود بيخبرند ولى خدا از كارهاشان بي خبر نيست و آيندگان بدنبال گذشتگان ميروند آگاه باشيد و چون خواهيد بكار زشتى دست زنيد ، مرگ را كه ويرانگر لذتها و دركوبنده شهوت ها و براندازنده آرزوهاست بيادآريد و از خدا يارى جوئيد تا فرمانش را ببريد و نعمتهاى بي شمارش را سپاس گوئيد ) 1 در اينجا امام ،از دگرگونى دنيا سخن به ميان می آورد ، پيروزى و شكست نعمت و نقمت ، تندرستى و بيمارى ، مرگ و حيات ، سختى و آسايش و اين فلسفه ماده و طبيعت است كه هميشه بيك حال نمى ماند و انسان نميتواند به جهان دگرگونه تكيه كند و بر اين استوانه گردان بماند ، پس بايد تكيه گاهى والا و پايدار و دگرگون ناپذير براى خود بجويد و به معنويت گرايد و چون بر طبق قانون آفرينش هر عملى را عكس العملى است و مرگ آغاز دوران واكنش هاست بايد بياد مرگ باشد و از زشت كارى و تباهى بپرهيزد و ازخداوند توانا براى پاكى و درستى يارى بخواهد و بديگر نقش ، امام چهره واقعى دنيا را ترسيم مى كند و چنين ميفرمايد :
سرچشمه دنيا و رودبار خروشان آن تيره و گل آلود است ، كوته بينان را بشگفتى مى آورد و آزمايش شدگان را به نيستى می كشاند فريبنده اى گذراست ، كه نورش به خاموشى ميگرايد و سايه اش برچيده ميشود .