و در فردای آدینه باز چشمان منتظر بی تاب می شوند بی تاب انتظار .

بی تاب طلوع خورشید عشق که از افق دلها سر بر ارد و چشمها به

افق های دور خواهند نگریست

و رودهای عشق از دیدگان جاری خواهند شد تا کویر دل را آبیاری کنند

و او به هر انچه انسانها می کنند آگاهست

گلهای نرگس و یاس و محمدی عطرشان را می پراکنند تا دل خفتگان این دیار

امیدشان از دست نرود

تا روزی که او بیاید و به همه انتظارها پایانی شیرین دهد

                                                             به امید ان روز ...