حرف دل
و در فردای آدینه باز چشمان منتظر بی تاب می شوند بی تاب انتظار .
بی تاب طلوع خورشید عشق که از افق دلها سر بر ارد و چشمها به
افق های دور خواهند نگریست
و رودهای عشق از دیدگان جاری خواهند شد تا کویر دل را آبیاری کنند
و او به هر انچه انسانها می کنند آگاهست
گلهای نرگس و یاس و محمدی عطرشان را می پراکنند تا دل خفتگان این دیار
امیدشان از دست نرود
تا روزی که او بیاید و به همه انتظارها پایانی شیرین دهد
به امید ان روز ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 0:47 توسط محمد روحانیفر
|