روز اول که عبدالرزاق ابرقویی به خانه ابراهیم رفت تا به پسرش درس بدهد از محمد خواست

که این شعر « متنبی » شاعر عرب را بالای دیباچه کتاب صرف که استاد آغاز کرده بود و روز

به روز نوشته می شد تحریر نماید :

لولا المشقه سادالناس کلهم      

الجود یقفر و الاقدام قتال      

یعنی اگر لزوم تن دادن به مشقت نمی بود تمام مردم به درجه آقایی می رسیدند .

هم چنان که اگر خطر تنگدستی وجود  نمی داشت همه می توانستند کریم شوند

و اگر خطر مرگ نبود می توانستند ابتکار  نمایند و قدم به جلو بگذارند .

این بیت عربی برنامه زندگی ملاصدرا بود و  تا روزی که حیات داشت مشقت را تحمل می کرد .

وقتی شعر نوشته شد ملا عبدالرزاق ابرقویی گفت :

ای پسر بدان که دو مشقت وجود دارد که  تمام نشدنی است . یکی مشقت تحصیل و علم

و دیگری مشقت سلوک در طریق عرفان و هنوز سن تو اقتضا ندارد که من برای تو توضیح بدهم

که سلوک در طریق عرفان یعنی چه ؟

و اما میتوانم بگویم که مشقت تحصیل علم چگونه است .....