بسیجی دیده بیدار عشق است
بسیجی پیر میدان دار عشق است
اگر چه کوچک وکم سن و سال است
و لیکن در عمل سردار عشق است
درختان را دوست دارم که همرنگ بسیجیانند . و سبز را که نجیب ترین رنگهاست . بسیج عنوان زیبای کتاب حماسه ، بسیج ردیف قصیده عشق قصیده ای به بلندی آفتاب ، که بیت بیتش ، نردبانی است برای رسیدن به خورشید . بسیج تابلوی جاده ای است که یک راست به خانه خدا می رود و بسیجی مسافر این راه . بسیجی فارغ التحصیل دانشگاه عشق و معرفت ، هرچند خود می گوید الفبای عشق را می آ موزد . خرد ، در مصاف با عزم و اراده اش ، بیچاره ای است وامانده از راه بسیجی کسی که « خورشید » بر بازوانش بوسه می زند و درخشش این بوسه ، تا
فردای زمان بر بازوان او پدیدار است در حالیکه « اخلاص » می گوید : او دیری
است که مرا در تنگنای سینه در زندان دلش محبوس کرده است . بسیجی … کسی که دنیائی را با اراده اش به لرزه در می آورد در حالیکه « دنیا » می
گوید : این بی انصاف ، استخوانهای مرا در زیر گامهایش له نموده است .بسیجی ؛ با دنیائی عشق بیایید تعریف او را از زبان « اخلاص » بشنویم که می گوید :« این روزها با وجود بسیجی ها بازار ما رونق عجیبی دارد،همه جا صحبت از ماست » ما و بسیجی ها همسایه دیوار به دیواریم ، در کوچه انقلاب ، خیابان آزادی ، پلاک 000’000’20
بسیجی ، بسیجی کسی که … اصلا بگذارید « توقع » برایمان از او بگوید .« این بسیجی ها عجیب ما را بی نام و نشان کرده اند . کار و بار ما خوابیده است »تا وقتی اینان در ازای کارشان کوچکترین « توقعی » هم ندارند ، گمشده ای هستیم در جنگل آرزو .بسیجی
کسی که همیشه و در هر زمان آماده است ، ایستاده و گوش به فرمان خورشید ، در
حالیکه تصویر آفتاب را همواره در قاب دلش به همراه دارد تا در شبهای تاریک
حمله ، راهنمایش باشد .بسیجی : بسیجی ،کسیکه ، آذرخش ، جرقه ای است از برق اراده اش ،او ریاضیات و فیزیک و شیمی را خوب می شناسد . اما آنان او را هنوز نشناخته اند و در این راه در منزلگه اولین اند .تعجب می کنید ، ریاضیات می گوید :او هندسه اش از فیثاغورث هم قویتر است . تا آنجا که من می دانم او «خط راست » را خوب می شناسد .شیمی می گوید :من نتوانستم فرمول درونی او را بدست آورم ، اصلا واکنش های وجودیش با هیچ عددی « موازنه » نمی شود . و ادبیات در این راستا می گوید :تعبیری که از « عشق » و « فداکاری » در فرهنگ لغات اوست را در هیچ لغتنامه ای ندیده ام .و تازه تاریخ می گوید : او مرا برای قرنهای آینده قبضه کرده است . زیست شناسی می گوید : قلب او به وسعت خوبیهاست ، با یک « سرخرگ » کربلائیو زمین شناسی این چنین اظهار می کند که : « چنین عنصری با این ترکیب از زمین نیست حتما از آسمانها فرو افتاده است »بسیجی : آری بسیجی که در نماز عشقش سبحه صد دانه فداکاری را روزی صد بار
دوره می کند و بر مهر ایثار در سجاده سنگر بوسه می زند .بسیجی کیست ؟ چلچراغی در پهنای ظلمت شب ، تا من و تو ، اسیر چاههای غفلت نشویم .بسیجی کیست ؟ آفتابی به وسعت ایمان و عشق ، تا من و تو ، راه را از بیراهه تشخیص دهیم .
و چه زیبا گفت برای سبز پوشان خدائی :
چشمان سحر ، تشنه دیدار شماست
مهتاب ، خجل ز رنگ رخسار شماست
خورشید که در اوج فلک خانه اوست
همسایه دیوار به دیوار شماست